پرسه هاي عاشقانه


باورم کن باور من باورم کن صادقانه باورم کن اي دليل پرسه هاي عاشقانه


فقط براي تو.آري براي تو براي چشم هاي پر مهر وعطوفت تو من هنوز عاشقانه مي نويسم.


اين را باور کن که در تنهايي خويش تنها در افکار پيچيده ومبهم خود زيبايي چشمهاي عاشق ترا  ترسيم مي کنم


و درهربيت شعرم از معناي نگاههاي گرم و صميمي تو هزاران واژه مي نويسم.


من ازافق طلايي قلبت زندگي را آغاز مي کنم و همراه تو با کوله باري از باورهاي عاشقانه


 قله هاي سپيده فردا را فتح خواهم کرد واين بار فرياد خواهم زد


 اسمت را از بلنداي فرداها تا بدانند که دوست دارم ترا به ارزش همه زندگي کردن ها.باورم کن


که در اين دنيا همه چيز غير باور است جز عشق.عشق دريچه ايست بسوي زندگي عشق دنيايي است پر از باور...                                    

 
تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم


تو را به خاطر عطر نان گرم


براي برفي که اب مي شود دوست مي دارم


تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم


تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم


تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم


براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت


لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم


تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم


براي پشت کردن به ارزوهاي محال


به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم


تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم


تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي


به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان


براي بنفشيه بنفشه ها دوست مي دارم


تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم


تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم


تورا براي لبخند تلخ لحظه ها


پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم


تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم


اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم


تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم


تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم


تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم


تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم


براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه


تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم


تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم

منبع : WwW.u3f.Ir

قلبدفتر عشـــق كه بسته شـدd
قلبدیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمd
قلبخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونd
قلببه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودd
قلببد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلببرای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلبحالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلبتــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلببـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدمWwW.Bia2BND.Com
قلبغــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلببازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباز تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلباز دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلبچــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودمd
قلبچــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیمd
قلبدوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنd
قلبفردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهd
قلبچه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلبآخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشهd
قلبدسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزهd
قلببزن تیر خـــــــــــــــــلاص روd
قلبازاون كه عاشقـــت بودd
قلببشنواین التماسروd
قلب...............d
قلب.........d

قلب....d قلب.d

نشسته بود روی زمین و داشت یه تیكه هایی رو از روی زمین جمع می كرد.

بهش گفتم: كمك نمی خوای؟

گفت نه.

گفتم: خسته می شی بذار كمكت كنم دیگه.

گفت: نه خودم جمع می كنم.

گفتم:حالا تیكه ها چی هست؟

بد جوری شكسته معلوم نیست چیه؟

نگاه معنی داری كرد و گفت:قلبم.

این تیكه های قلب منه كه شكسته. خودم باید جمعش كنم.

بعدش گفت : می دونی چیه رفیق؟

آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن.

وقتی می خوای یه دل پاك و بی ریا رو به دستشون بسپری

هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شكوننش.

میخوام تیكه ها ش رو بسپرم

به دست صاحب اصلیش اون دل داری خوب بلده.

میخوام بدم بهش بلكه این قلب شكسته خوب شه.

آخه می دونی اون خودش گفته

كه قلبهای شكسته رو خیلی دوست داره.

تیكه های شكسته ی قلبش رو جمع كرد

و یواش یواش ازم دور شد.

و من توی این فكر كه چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم.

دلم می خواست بهش بگم

خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر كسی؟

انگاری فهمید تو دلم چی گفتم.

بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسی نسپردم

اون برای من هر كسی نبود.

گفت و این بار رفت سمت دریا.

سهمش از تنهایی هاش دریایی بود كه رازدارش بود

تقدیم به کسی که دیوونش منم

عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

دوستت دارم

از من نپرس چقدر دوستت دارم !

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست.

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم !

مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد؟

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم ؟

بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم !

همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد .

تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند ...

نگاهتت را از چشمم برندار ،  مرا از من نگیر ...

هوای سرد اینجا را دوست ندارم ...

مرا عاشقانه در آغوش بگیر که تنهاي تنهايم...

روز مادر مبارک

         www.x7x.blogfa.com 

 کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد،اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد:در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد.

اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه: اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.

کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟..خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زيباترين و شيرين‌ترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.

کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات  دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.

کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند،چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.

کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد.

کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند.او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد:خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد..

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهميتي ندارد،مي تواني او را*** مـادر*** صدا کني.

 

که پس از من ...؟

 

وای ...

 

خدایا ......

 

که پاسخ مرا خواهد داد ....؟

 

خدایا او را خشنودم ...

 

از خاطر هر آنچه با من و دلم ...

 

روا داشت ....

 

گر ویران کرد ...

 

گر به آتش کشید و ...

 

کناری ایستاد و نظاره گر بود ...

 

او را آرزوی سعادت دارم ...

 

اما ...

 

آشیان دلش درطوفان بی کسی گردان باد ...

 

هر آنکه پس از من ...

 

عشق او را دهد در دل راه ...

 

خواهد سوخت در آتش آه دل من ...

 

چشمانش جام خون  ...

 

هر آنکه دستانی را دردست گیرد که ...

 

دیر زمانی در میان دستان من بود ...

 

از آسایش به دور و عمرش کوتاه ...

 

آنکه نازنین مرا ...

 

لحظه ای در آغوش گیرد ...

 

به کامش نگذرد روزگار ...

 

به جامش زهری باشد هر چه که نوشد ...

 

آنکه نازنین مرا ...

 

از من بگیرد ...

 

________________00___00________________
_______________00_____00_______________
______________00_______00______________
_____________00_________00_____________
00000000000000___________00_000000000000
__00________________________________00__
____00____________________________00___
______00_________0براي0_________00______
________00_____0تو دوست0_____00________
__________00_____0عزیزم0_____00__________
_________00_________________00_________
________00________0000________00_______
_______00_______00____00_______00______
______00_____00__________00_____00_____
_____00___00________________00___00____
____0000________________________0000___
___000____________________________000__

. . . . . . . .*. . . . . . . ** *
. . . . .. . . . . .*** . . * . . *****
. . . . . . . . . . .** . . **. . . . .*
. . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .*
. . . . . . . . . .****. . . .** . . . ******
. . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . **
. . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.**
. . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . *
. . . . . . . .******. . . . .*. . . . . *
. . . . . . . .******* . . .*. . . . .*
. . . . . . . . .*********. . . . . *
. . . . . . . . . .******* . ***
*******. . . . . . . . .**
.*******. . . . . . . . *
. ******. . . . . . . . * *
. .***. . *. . . . . . .**
. . . . . . .*. . . . . *
. . . . .****.*. . . .*
. . . *******. .*. .*
. . .*******. . . *.
. . .*****. . . . *
. . .**. . . . . .*
. . .*. . . . . . **.*
. . . . . . . . . **
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . *
. . . . . . . . *

آدمک

آدمـک آخــرِ دنيــاست ، بخند ...

 

آدمـک مـرگ هـمين جاست ، بخند ...

 

 آن خـدايی که بـزرگش خوانـدی به خـدا ، مثـل تـو تنهـاست ، بخند ...

 

 دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد شوخـی کاغــذی ماسـت ، بخند ...

 

فکر کن درد تـو ارزشـمند است فکر کن گريـه چـه زيباست ، بخند ...

 

صبحِ فردا به شبت نيست که نيست , تـازه انگار کـه فـرداسـت ، بخند ...

 

راستـی آنچـه بـه يــادت داديم پر زدن نيست کـه درجاسـت ، بخند ...

 

آدمــک نغمــه ی آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنيـاست ، بخند ...

چشم چشم ،دو ابرو ، نگاه من به هر سو، پس چرا نيستي پيشم؟

نگاه خيس تو كو؟

گوش گوش دوتا گوش،دودست باز يه آغوش، بيا بگير قلبمو، يادم تو را فراموش....!

چوب چوب يه گردن، جايي نري تو بي من، دق ميكنم ميميرم، اگه دور بشي از من...!

دست دست دو تا پا، ياد تو مونده اينجا، يادت مياد كه گفتي: بي تو نميرم هيچ جا....!

من؟

من؟

يه عاشق، همون مجنون سابق

دنيا دو روز است . يك روز با تو يك روز عليه تو . روزي كه با توست مغرور مباش روزي كه عليه توست صبور باش هر دو پايان پذير است

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورتو از دست بدی ، ولی مواظب باش به خاطره غرورت ، کسی که دوستش  داری از دست ندی

دوست

فرشته ها وجود دارن ، اما چون بعضی وقتا بال ندارن ما بهشون میگیم دوست

مثل شقايق زندگى كن : كوتاه اما زيبا ، مثل پرستو كوچ كن : فصلى اما هدفمند ، مثل پروانه بمير : دردناك اما عاشق .

اي كسي كه مامور دفن من هستي به حرف من گوش كن دستم را از تابوت بيرون كن تا همه بفهمند آرزو داشتم و به آن نرسيدم چشمهايم را باز بگذار بفهمند كه چشم براه بودم و به آن نرسيدم قالب يخي به شكل صليب بر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع آب شود و به جاي عزيزي كه دوستش دارم بر سر مزارم گريه كند

 

تا حالا بهش فکر کردی؟

وقتی به دنیا می آئیم ، در گوشمون اذان میگن. وقتی می میریم برامون نماز می خونن ...چقدر عمرمون کوتاه ، فاصله ی بین اذان تا نماز

 

اگه..

اگه کسی را دوست داری نه براش ستاره باش نه آفتاب ، چون هر دوشون مهمون زود گذرن ، پس براش آسمون باش که همیشه بالای سرش باشی

زندگی...

زندگی مثل شطرنج ، اگه بازی نکنی میگن بلد نیست ، اگه بد بازی کنی می بازی،و اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن

خیلی دوستت دارم

اگر مي‌توانستم مجازاتت کنم از تو مي‌خواستم به اندازه‌اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

چشم هایت به من آموخت که با آخرين نگاه اولين رنج آغاز ميشود.

 

به..

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرتت بنگرد. به دلی دل بسپار که جای خالی برای تو داشته باشه و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته باشد.

 

 

اغلب اوغات در تاریکترین دره های زندگی بیشترین ارامش را مییابیم

 

 

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

 

 

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیس است هر چه بیشتر بمانی رفتنت سخت تر میشه و اگه رفتی جای پاهات برای همیشه میمونه

 

صبح تا شب این شده کارم 

که واسه ی چشات بیدارم

تو خدای عاشقایی

تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی

تونذاشتی برم از دست 

اگه چیزیم هنوز هست

نازنینم امید شیرینم

من به جز تو کسی نمی بینم

از اون روزی که رفتی یه روز خوش ندیدم

به جز گرمای دستت پناه و پشت ندیدم

نازنینم امید شیرینم...

صبح تا شب این شده کارم 

که واسه ی چشات بیدارم

تو خدای عاشقایی

تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی

تونذاشتی برم از دست 

اگه چیزیم هنوز هست

نازنینم امید شیرینم

من به جز تو کسی نمی بینم

از اون روزی که رفتی یه روز خوش ندیدم

به جز گرمای دستت پناه و پشت ندیدم

نازنینم امید شیرینم...

اشک...

وقتی گريه می کنم تورا درميان اشکهايم ميبينم.ولی اشکهايم را پاک می کنم تا کسی تو را نبيند.

 عشق...

عشق وقتی زيباست که برای چشم باشه. چشم وقتی زيباست که برای عشق باشه. عشق وقتی زيباست که برای تو باشه. تو وقتی زيبايی که برای من باشی.

 محبت..

ازآتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من سوزانتر است. از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من زيباتر است. از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من عاشقتر است. ازخود محبت پرسيدم چيستی؟ گفت نگاهی که به تو باشد.

 دوست...

دوست آن نيست که هر لحظه کنارت باشد. دوست آن است که هر لحظه به يادت باشد.       دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند.

 

خوب نگاه کن !

 کنار همين پنجره بود که تنهاييت را با من قسمت کردی !

همين روزنه ای که از آن به وسعت دنيا سلام می کردم و می گذاشتم پروانه ها برای گلدان احساسم ترانه بخوانند !

از همينجا بود که به اتاق دلم سرک کشيدی . گفتی : چه قشنگ !!!!

و من ..... ترسيدم !

خواستم پرده های ديدار را بکشم !

چراغ های خاطره را خاموش کنم !

و در کنج فراموشی محبوس بمانم !

اما تو آنقدر از اين نگاه فرو افتاده حروف مقطعه ی ... ع ... ش .... ق .... را بيرون کشيدی؛ که رمز عبور به زوايای نا پيدای قلبم را به دست آوردی !

حالا در کنار تو روبروی همان پنجره نشسته ام ....

تو ؛ محو تماشای مهربانی ام هستی ...

و من ؛ در انتظار همراهی نگاهت تمام سهم تنهايی تو را بر دوش می کشم !

خسته ام !.... کمکم کن !........